Journal of Information Technology Management University of Tehran
ISSN: 2008-5893 Faculty of Management
EISSN: 2423-5059
Vol. 9, No. 4; PP. 829-850
Winter 2018
DOI: 10.22059/jitm.2017.233908.2050
Developing a Local Model to Evaluate the Impact of Information Technology Capabilities on the
Performance of Pharmaceutical Firms Using the
Mediating Role of Supply Chain Approach (Case Study: Pharmaceutical Firms in Iran)
Parvaneh Zeraati Foukolaei 1, Mehrdad Madhoushi 2, Hasanali Aghajani 3, Mahmod Yahyazadehfar 4
Abstract: In the technology-based industries, such as pharmaceutical industry, the success of the companies depends on their ability to provide new and continuous innovations to the market. The purpose of this study is to investigate the effect of information technology capabilities on the performance of organizations in the pharmaceutical industry in Iran. The research method in this study is survey type and a random sampling method has been used. According to the statistics provided by the Ministry of Health of Iran, there are over 170 active pharmaceutical and chemical companies (chemical and plant) in the country. The population of the study includes all the internal, production, human resources, marketing and sales managers in these 170 companies. They were estimated to be around 746, from which 254 were selected as the sample. The main findings of this research are: 1- The technological capabilities are proved effective on three supply chain approaches of purity, resilience, and agility. 2- Those three supply chain approaches (purity, resilience, and agility) have a positive effect on organizational performance.
Key words: Firm performance, Green, Information technology capability, Resilient, Supply chain agility.

Ph.D. Candidate, Mazandaran University, Babolsar, Iran
Prof. of Industrial Management, Mazandaran University, Babolsar, Iran
Associate Prof. of Industrial Management, Mazandaran University, Babolsar, Iran
Prof. in Business Management, Mazandaran University, Babolsar, Iran

Submitted: 23 / May / 2017
Accepted: 04 / November / 2017
Corresponding Author: Mehrdad Madhoushi
Email: mmadhoshi@yahoo.com

Journal of Information Technology Management
DOI: 10.22059/jitm.2017.233908.2050 دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 9، شمارة 4 زمستان 1396 صص. 850- 829

طراحي مدل بومي ارزيابي تأثير قابليتهاي فناوري اطلاعات بر عملكرد شركت ها با ميانجي گري رويكردهاي زنجيرة تأمين
(مطالعة موردي: شركت هاي دارويي)
پروانه زراعتي فوكلايي1، مهرداد مدهوشي2، حسنعلي آقاجاني3، محمود يحيي زادهفر4
چكيده: در صنايع فناوري محور از جمله صنعت دارويي، موفقيت شركتها بـه توانـايي آنهـا درارائة نوآوريهاي مستمر به بازار وابسته است. پژوهش حاضر با هدف بررسي تأثير قابليـت هـايفناوري اطلاعات بر عملكرد سازمان هاي صـنعت دارويـي كشـور صـورت گرفتـه اسـت. روش تحقيق در اين پژوهش از نوع پيمايشي است و از شيوة نمونهگيري تصادفي استفاده شده اسـت .
در اين تحقيق براي به دسـت آوردن نمونـة آمـاري از روش فرمـول آمـاري در جامعـة محـدوداستفاده كرديم. با توجه به بررسي آمار ارائه شده توسـط وزارت بهداشـت كشـور، افـزون بـر 170 شركت دارويي بهداشتي (شيميايي و گياهي) در سطح كشور فعاليـت مـي كننـد . جامعـة آمـاريتحقيق، تمام مديران بخش داخلي، توليد، منابع انساني، بازاريابي و فروش در ايـن 170 شـركتدر نظر گرفته شده است كه تعداد آنها 746 نفر بود و از بين آنها 254 نفر بـراي نمونـه انتخـابشدند. مهم ترين نتايج اين پژوهش عبارت اند از: 1. قابليت هاي فناوري بر سـه رويكـرد زنجيـرةتأمين يعني ناببودن، تاب آوري و چابكبودن تأثير مثبت دارد و 2. سه رويكـرد زنجيـرة تـأمين
(ناب بودن، تاب آوري و چابكبودن) بر عملكرد سازماني تأثير مثبت دارد.
واژه هاي كليدي: چابكي زنجيرة تأمين، سبز بودن، قابليت فناوري اطلاعات، قابليـت ارتجـاعي، عملكرد سازمان.

دانشجوي دكتري رشتة مديريت (توليد و عمليات)، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران
استاد گروه مديريت صنعتي، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران
دانشيار گروه مديريت صنعتي، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران
استاد گروه مديريت بازرگاني، دانشكدة علوم اداري و اقتصاد، دانشگاه مازندران، بابلسر، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 02/03/1396 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 13/08/1396 نويسندة مسئول مقاله: مهرداد مدهوشي
E-mail: mmadhoshi@yahoo.com
مقدمه
عصر ارتباطات، انفجار اطلاعات و دهكدة جهاني ساده ترين عبارت ها در توصيف وضعيت چرخش اطلاعات در دنياي كنوني است. نوآوريهاي چشمگير قابليتهاي فناوري اطلاعات، چهرة تمـامصنايع و به تبع آن اقتصاد جهاني را دگرگون كرده است. صنعت داروسازي نيز بـه عنـوان صـنعتي مهم، استراتژيك و غني از اطلاعات از امكانات مفيد اين فناوري در راسـتاي افـزايش بهـرهوري خود استفاده هاي فراواني ميكند (زهرايي، 1393).
در حقيقت، قابليت فناوري اطلاعات براي هر سـازمان بـه منظـور درك ارزش كسـب وكـار وهمچنين مزيت رقابتي پايدار بسيار حائز اهميت است (لو و رامامورتي، 2016). در اقتصـاد پويـايكنوني، فناوري اطلاعات ابزار حياتي شركتها در دستيابي به مزيت رقابتي و نـوآوري محسـوبميشود، به طوري كه حجم سرمايهگذاري روي اين حوزه طـي دهـة اخيـر افـزايش چشـمگيريداشته است (وانگ و همكاران، 2013). از اين رو استفادة استراتژيك از فنـاوري اطلاعـات بـرايسازمانها در راستاي كسب مزيت رقابتي و همچنـين همراسـتا كـردن اسـتراتژيهـاي فنـاورياطلاعات با اهداف سازماني، به عامل كليدي تبديل شده است. در خصوص قابليتهـاي فنـاورياطلاعات مطالعات متعددي انجام شده، با اين حـال هـر يـك از پـژوهشهـا مـوارد مختلفـي را به عنوان قابليت هاي اصلي معرفي كرده است. بـراي مثـال تـالون و پينوسـال (2011)، بـه تـأثيرهمراستايي استراتژيك فنـاوري اطلاعـات، چـن و همكـاران ش (2014)، بـه زيرسـاخت فنـاورياطلاعات، تفكر استراتژيك فناوري اطلاعات و كسب وكار، مديريت فناوري اطلاعات و در نهايت، وانگ و همكارانش (2013)، به چهار بعد اصلي شامل زيرساخت فنـاوري اطلاعـات، يكپـارچگيفنـاوري اطلاعـات، همراسـتايي اسـتراتژيك فنـاوري اطلاعـات و در نهايـت مـديريت فنـاوري اطلاعات، به عنوان مؤلفههاي قابليت فناوري اطلاعات بر عملكرد سازمان توجه كرده انـد. از ايـنرو، آنچه به وضوح مشاهده مي شود، اين واقعيت است كه بيشـتر تحقيقـات تمركـز خـود را رويتأثير قابليتهاي فناوري اطلاعات بر عملكرد سازمان قرار دادهاند و تعداد محدودي (ليو، كـا، ويو هيا، 2013)، به مبحث زنجيرة تأمين بهعنوان يكي از مهمترين بخشها در حيات سازمانهـايامروزي، توجه كردهاند. مديريت زنجيرة تأمين به عنوان ركـن اساسـي ارتباطـات سـازماني تـأثيرمنحصربه فردي بر عملكرد نهايي سازمان به جا مـيگـذارد . بنـابرا ين، شـكاف تحقيقـاتي حاضـربه وضوح مشاهده ميشود. از اين رو در پژوهش حاضر، در نظر داريم تا با الهام از اين مـدل و بـهموازات تحقيقات پيشين، به بررسي قابليتهاي فناوري اطلاعات و ابعـاد اصـلي در ايـن مبحـث بپردازيم و همچنين تأثير اين قابليتها را بر زنجيرة تأمين بـه عنـوان عوامـل ميـانجي پـژوهشبررسي كرده و در نهايت تأثير آنها را بر عملكرد سازمان در شركتهاي ايراني ارزيـابي كنـيم. در
اين بين، آنچه اين پژوهش را از ساير پژوهشهاي پيشين متفاوت مي كند، در نظر گرفتن برخـيابعاد جديد در مدل پيشنهادي است كه علاوه بر ديد همه جانبه به موضوع تحقيق، ميتواند نتايج ارزشمندي را براي ساير تحقيقات هم در زمينة علمي و هم به صورت عملي فـراهم آورد . در ايـن رابطه ميتوان به در نظر گرفتن عوامل جديد اعم از تابآوري و سبز بودن زنجيرة تأمين در كنار مواردي نظير چابكي و ناب بودن، كه محققان به آنها كمتر توجه كرده اند، اشـاره كـرد. همچنـينگفتني است كه ويژگيهاي اشاره شده در ابعاد زنجيرة تأمين بهعنـوان نـوآوري تحقيـق در قالـبمتغيرهاي ميانجي پژوهش استفاده شده است.
پيشينة نظري قابليت فناوري اطلاعات
محيط متلاطم و پرتنش كسب وكار، به منظور افزايش پتانسيل درآمدي و همچنين حضور فعال در بازار، فشار را روي سازمانها افزايش داده است (چن و همكاران، 2014). در ايـن بـين، فنـاورياطلاعات، يكي از قابليتهاي حياتي سازمان و منبع مزيت رقابتي پايدار شناخته شده است (لـين،2007؛ وانگ و همكاران، 2013)، به طوري كه محققان و متخصصـان تمـام تـلاش خـود را بـهبررسي و تعيين سهم اين موضوع بر عملكرد سازمان معطوف كرده اند (كوهلي و گـروور، 2008).
اگرچه در مطالعات پيشين به وضوح دربارة تأثيرگذاري فناوري اطلاعات بر عملكرد سازمان بحـثو بررسي شده است (لين، 2007)، محققان طي سالهـاي اخيـر سـعي در كـاوش ايـن واقعيـتداشتهاند كه قابليتهاي فناوري اطلاعات از چه طريقي بر عملكرد سازمان مؤثر واقـع مـيشـود (چن و همكاران، 2014؛ ميتاس، راماسوبو و سمباموورتي، 2011؛ پاولو و الساوي، 2010). در اين تحقيق، قابليت فناوري اطلاعات شامل چهار مؤلفه زير است:
يكپارچگي فناوري اطلاعات: كه زمينة ايجاد ارتباطـات مـؤثر و همچنـين برقـراري محـيطتبادل اطلاعات را در درون و طول مرزهاي سازمان فراهم ميآورد (شانگ و سدون، 2002).
زيرساخت منعطف فناوري اطلاعات: مشتمل بر مواردي نظير سيستمهاي سـخت افـزاري وعملياتي، تكنولوژيهاي ارتباطي و شبكه و همچنين برنامههـاي كـاربردي بـراي پـردازشدادهها و اطلاعات است (بيرد و تورنر، 2001).
همراستايي استراتژيك فناوري اطلاعات: ميزاني از تناسب بين فناوري اطلاعات و استراتژي كسب وكار (تالون و پينوسال، 2011).
مديريت فناوري اطلاعات: به معناي قابليت سازمان براي پيادهسازي مؤثر رويههاي مديريتي پروژههاي فناوري اطلاعات، رويههاي توسعة سيسـتم هـا، سيسـتمهـاي كنتـرل و ارزيـابيفناوري اطلاعات و غيره است (ژانگ و ساركر، 2008).
مديريت زنجيرة تأمين
سازمانهاي امروزي به اين مسئلة مهم پي بردهاند كه رقابت مؤثر و كنترل هزينههاي سـازمانيدر گروي تمركز سازمان روي تواناييها، مهارتها و همچنين منـابع در سرتاسـر زنجيـرة تـأميناست (مانيان، صارمي و عربسرخي، 1387). در اين راستا، مديريت زنجيرة تأمين مؤثر، بـه دليـلتوانايي در حفظ مزيت رقابتي و همچنين بهبود عملكرد سازماني به طور فزايندهاي حـائز اهميـتشده است (سنگري، حسـناوي و زاهـدي، 2015؛ لـي و لـين، 2006). مفهـوم زنجيـرة تـأمين ازحوزه هاي مختلفي همچون انقلاب كيفيت، مفاهيم مرتبط با مديريت يكپارچة مواد و لجسـتيك،رشد روزافزون بازارها و شبكههاي صنعتي، مفاهيم مرتبط با افزايش تمركز بازار و مطالعـات رويصنايع، الهام گرفته شده است (چن و پاول راج، 2014). واژة مـديريت زنجيـرة تـأمين بـه منظـورتشريح برنامهريزي و كنترل جريان اطلاعات، مواد و فعاليتهاي لجستيك اعم از مـوارد درونـيسازمان و موارد بيروني سازمانها معرفي شده است (چن و پاول راج، 2014). در تحقيـق حاضـرچهار بعد مديريت زنجيرة تأمين برگرفته از مدل LARG است كه در واقع شـامل چهـار ويژگـياصلي در زنجيرة تأمين اعم از ناب بودن، چابكي، تابآوري و سبز بودن به دنبال ايجاد محيطي در مديريت زنجيرة تأمين است.
چابكي زنجيرة تأمين
چابكي زنجيرة تأمين به معناي توانايي سازمان در انجام فعاليـت هـاي عمل يـاتي همـراه بـا سـاير
شركاي فعال در زنجيره، به منظور انطباق يا پاسخگويي به تغييـرات بـازار در سـريعتـرين زمـانممكن است (ليو و همكاران، 2013). يك زنجيرة تأمين چابك براي شكلگيري مجدد، به سطح بالايي از انعطافپذيري براي پاسخگويي به شرايط محيط تجاري نيـاز دارد؛ بنـا براين، مـي توانـد به عنوان شبكهاي پويا از شركتهاي عضو در نظر گرفته شود كه ساختار آنهـا بايـد بـا توجـه بـهتغييرات محيط پي در پي تغيير كند (وو و بارنز، 2011). چابكي به معنـاي قابليـت درك از محـيطپيراموني و ارائة پاسخ متناسب به تغييرات محيطي در قالب محدوديتهاي زماني است (سـنگري و همكاران، 2015). در اين رابطه، فناوري اطلاعات مـي توانـد از طريـق شناسـايي، گـردآوري وتحليل اطلاعات بازار و در نتيجه، هماهنگي بين پاسخهاي مورد نياز با اطلاعات تحليلـي، مـؤثرواقع شود كه فنـاوري اطلاعـات در سـازماندهي پاسـخهـاي زنجيـرة تـأمين بـه وسـيل ة ارتقـايقابليت هاي سازمان در ادراك تغييرات محيطي و پاسخ متناسب، نقشي كليدي ايفا مـي كنـد (دي گروت و ماركس، 2013). مطالعات پيشين بر اين ادعا صحه گذاشتهاند كه فناوري اطلاعات روي چابكي زنجيرة تأمين تأثير مثبتي دارد (تالون و پينوسالت، 2011). قابليت انعطافپذيري فنـاورياطلاعات به سازمان اجازه مي دهد به راحتي بين مؤلفههاي فني جديد همچون سيستمهاي راديـوشناسه و زيرساختهاي فني موجود، هماهنگي و يكپارچگي لازم را برقرار كننـد . همچنـين ايـنقابليت به سازمان اجازه ميدهد زيرساخت فناوري اطلاعـات را بـا سـهولت و بـر اسـاس هزينـة مناسب متناسب با وضعيت بازار بهبود دهد و سازمان را قادر مي كند در مناسبترين زمان ممكـنبه اين وضعيت پاسخ دهد (چن و پاول راج، 2014). بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه:
فرضية نخست: قابليتهاي فناوري اطلاعات بر بعد چابكي زنجيرة تأمين شركتهاي دارويي تأثير معناداري دارند.
تابآوري زنجيرة تأمين
براي كاهش ريسك، بايد زنجيرههاي تأمين چندبعدي باشند و به گونهاي طراحي شوند كه براي هر رويدادي آمادگي داشته باشند تا بتوانند ضمن فراهم كردن پاسخ كارا و اثربخش، توانايي بازگشت به وضعيت اوليه يا مطلوب تر پس از اختلال را داشته باشند كه ايـن همـان معنـاي قابليـت تـابآوري زنجيرة تأمين است (پونوماروف و هولكومب، 2009). يكپارچه سـازي سـامانه هـاي اطلاعـات بـرايانتشار اطلاعات در سراسر سازمان، ظرفيت بالايي را فراهم كرده و در راستاي تصميمگيري بهتر بـر اساس اطلاعات كامل، كمك مي كند. در خصوص اسـتفاده از قابليـتهـاي فنـاوري اطلاعـات بـهمزاياي متعددي توجه شده كه از آن جمله ميتوان به رساندن اطلاعات دقيق و به موقع اشـاره كـردكه در نهايت به كاهش ريسكها و تصميمگيري متناسب با موقعيت منجر مي شود (نقـي زاده، سـيدنقوي و احساني، 1392). علاوه بر اين، بهرهگيري از قابليت انعطاف پذيري فناوري اطلاعات موجـبتسهيل در ايجاد ارتباط و همكاري بين بخشها و واحـدهاي مختلـف سـازمان مـي شـود (وانـگ وهمكاران، 2013). در نتيجه ايجاد مباني تسهيم اطلاعات، به كاهش ريسكهاي برنامهريزي نشده و ايجاد هماهنگي و تبادل اطلاعات به موقع بين واحدها و در طول زنجيرة تـأمين منجـر خواهـد شـد(باشكوه و شكسته بند، 1392). بر همين اساس، ميتوان استدلال كرد كه بهرهگيري از قابليتهـايفناوري اطلاعات درون سازمان بر قابليت تابآوري و بهبـود آن در زنجيـرة تـأمين، تـأثير بسـزاييخواهد داشت. زنجيرة تأمين تابآور، سيستمي است كـه توانـايي لازم را بـراي خـروج از اخـتلال وبحران در اختيار داشته و به مشتريان اطمينان ميدهد كه اين كار كمترين تأثير را روي آنها بـه جـاميگذارد (گونگ، ميچل و كريشناموورتي، 2014). از اين رو:
فرضية دوم: قابليتهاي فناوري اطلاعات بر بعد تابآوري زنجيرة تأمين شركتهاي دارويـيتأثير معناداري دارند.
ناب بودن زنجيرة تأمين
تمام تعاريف از ناب بودن زنجيرة تأمين بر پاية يك اصل كلي استوار شدهاند، يعني حـداقل سـازيدر هزينهها در كنار توجه به كاهش/حذف اتلاف ها (هرواني، هلمز و ساركيس، 2005). از طريـقتسهيل جريان و پردازش اطلاعات در طول زنجيرة تأمين، فناوري اطلاعـات مـيتوانـد صـحت،كفايت، در دسترس پذيري و بـه موقـع بـودن اطلاعـات را ارتقـا دهـد (ويكـري، دوروج، سـيتيا وسمباموورتي، 2010). فناوري اطلاعات به طور كلي ساختار زنجيرة تأمين را تسهيل كرده و روابط بين مشتريان، تأمين كننندگان و توليد كنندگان را تغيير داده است. علاوه بر اين، موجب تسـريع درجريان اطلاعات، توليد محصول و همچنين جريان مالي مي شود كه نياز است براي نمايش وضعيت زنجيرة تأمين، به درستي منعكس شود (چن و پاول راج، 2014). نكتة حائز اهميت اينجا است كـهقابليت يكپارچگي فناوري اطلاعات، نه تنها موجب هموار كردن جريان اطلاعات ميشود، بلكه از جريان فيزيكي منابع نيز پشتيباني مـي كنـد (چـن و پـاول راج، 2014). در همـين رابطـه ، فنـاوري اطلاعات به سازمان اين توانايي را مي دهد تا از طريق دسترسي بـه اطلاعـات دقيـق و درسـت،كمترين سطح از اتلاف در منابع را تجربه كند. بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه:
فرضية سوم: قابليتهاي فناوري اطلاعات بر بعد ناب بودن زنجيرة تأمين شركتهاي دارويي تأثير معناداري دارند.
سبز بودن زنجيرة تأمين
سبز كردن زنجيرة تأمين، فرايند در نظر گرفتن معيارها يا ملاحظـات زيسـت محيطـي در سراسـر
زنجيرة تأمين است. مديريت زنجيرة تأمين سبز، يكپارچه كنندة مديريت اين زنجيره با الـزام هـاي زيست محيطي در تمام مراحل طراحي محصول، انتخـاب و تـأمين مـواد اوليـه، توليـد و سـاخت،فرايندهاي توزيع و انتقال، تحويل بـه مشـتري و بـالاخره پـس از مصـرف، مـديريت بازيافـت ومصرف مجدد به منظور بيشينه كردن ميزان بهرهوري مصـرف انـرژي و منـابع همـراه بـا بهبـودعملكرد كل زنجيرة تأمين است (فيسكل، 2006). سازمانهايي كه بـر منـابع فنـاوري اطلاعـاتخود به طور مؤثر اتكا ميكنند، در موقعيتي بهمراتب بهتر براي اجرا و هماهنگي فعاليتهاي متنوع عملياتي در طول زنجيرة تأمين قرار دارنـد (سـتيا و پاتـل، 2013). ايـن فعاليـتهـاي عمليـاتي،فرايندهاي سازماني همچون تـأمين، توسـعه، توليـد، فـروش و توزيـع محصـولات و خـدمات رابه عنوان فرايندهاي حياتي در زنجيرة تأمين سازمان هدف قـرار داده اسـت (گونـگ و همكـاران،2014). اين فعاليتها با تكيه بر منابع فناوري اطلاعات بهدنبال پيگيـري فعاليـتهـاي مـديريتمحيطي هستند (سنگري و همكاران، 2015). به صورت مشابه، مهارتهـاي فنـي و كسـب وكـ ار مديران فناوري اطلاعات، موجب تسريع در تصميم هاي فنـاوري اطلاعـات (كسـب راهكارهـايمناسب برنامه ريزي منابع سازمان) و اجراي فعاليتهاي محيطي مناسب در زنجيرة تأمين مـي شـود . ميتوان اين طور نتيجه گرفت كه قابليت زيرساخت فناوري اطلاعات سازمان روي زنجيرة تأمين سبز تأثير مثبت و بسزايي به جا خواهد گذاشت. بنابراين، مي توان گفت:
فرضية چهارم: قابليتهاي فناوري اطلاعات بر بعد سبز بـودن زنجيـرة تـأمين شـركتهـايدارويي تأثير معناداري دارند.
عملكرد سازماني
سيستم اندازه گيري عملكرد كارت امتيازي متوازن توسط كاپلان و نورتون در سال 1992مطرح شد. كارت امتيازي متوازن داراي چهار ديدگاه است كه عبارت اند از:
ديدگاه مالي: اين ديدگاه به دليل ارتباط مستقيم با خواستههاي گروههـاي ذي نفـع (مالكـان،سهامداران، بانك ها، دولت و…) نقطة تمركز مديريت و فعاليتهاي كنترلي قرار گرفتهاند.
ديدگاه مشتري: رضايت مشتري مضمون اصلي اكثر سيستمهاي مديريت است؛ زيرا در اين سيستمها، مشتريان در ابتدا و انتهاي فرايندها قرار ميگيرند. از يك سو شناسايي نظـام منـد نيازهاي مشتري، از الزامات قطعي به شمار مي رود و از سـوي ديگـر، اطلاعـات مربـوط بـه رضايت مشتري متغيري است كه در اين خصوص به مسئوليت و پاسخگويي مـديريت ارشـدسازمان نسبت به رضايت مشتري تأكيد شده است.
ديدگاه فرايندهاي داخلي: سازمان ها اغلب براي كنترل بهبود فرايندهاي خود، بر فرايندهاي درون سازمان متمركز ميشوند، اما براي كنترل جامع فرايند، توجه به كـل زنجيـرة فراينـد ارزيابي، توجه به دورنماها و ديدگاهها و نيازهاي مشتريان و صـاحبان فراينـد، ضـرورت دارد ( علي سليماني، 1384).
ديدگاه رشد و يادگيري: چگونه ميتوان به اهـداف بلندپروازانـة تعيـين شـده در فراينـدهاي داخلي، مشتري و در نهايت سهامداران جامة عمل پوشاند؟ پاسخ به اين سـؤال در اهـداف و سنجههاي مربوط به جنبة رشد و يادگيري نهفته است. در واقـع ايـن اهـداف و سـنجه هـا ، توانمندسازهاي اهداف تعيين شده در سه جنبه ديگر هستند ( علي سليماني، 1384).
قابليت درك سريع و صحيح از تغييرات بازار و تسهيم اطلاعـات دريـافتي در طـول زنجيـرةتأمين، براي سازمان در كسب مزيت رقابتي حياتي است (دي گروت و مـاركس، 2013). قابليـتچابكي در زنجيرة تأمين، به عنوان اصل حياتي، در ايجاد و حفظ مزيت رقابتي در محيط عمليـاتيپذيرفته شده است (شريفي و ژانگ، 2001). درك تغيير در نيازهـا ي مشـتريان باعـث مـيشـودخواستههاي كيفي به خوبي شناسايي شود، تجهيزات انعطاف پذير و داراي قابليت پيكربندي مجدد را ميتوان به سرعت براي توليد محصولات متنوع با حجم هاي توليد متفاوت تنظيم كرد، بنابراين زمان تأخير، كاهش ميمي يابد. همچنـين فراينـدهاي تسـهيل كننـدة تصـميم گيـري ، مـي تواننـدتصميمگيري و در نتيجه حل مشكلات توليد و تحويل را سرعت بخشند كـه نشـان دهنـدة تـأثيرتواناييهاي چابكي بر مزيتهاي رقابتي سازمان است (يوسف، سـارحدي و گاناسـكاران، 1999).
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت:
فرضية پنجم: بعد چابكي زنجيرة تـأمين بـر عملكـرد سـازماني شـركتهـاي دارويـي تـأثيرمعناداري دارد.
ويژگي اصلي زنجيرة تأمين، ارتباط بين تمام اعضاي آن است. به همين دليل، ريسك مربوط به يك بخش از زنجيره، به ساير اعضا نيز منتقل ميشود. در اين بين، وجود عدم اطمينان در بازار كسب وكار، مواجهه با بحران و اختلال براي تمام سازمانها در زنجيرة تأمين را محتمل مـي كنـد(گونگ و همكاران، 2014). به بيان بهتر، اگر فعاليت هاي زنجيرة تأمين نتوانند به خوبي اختلالات پيش بيني نشده را مديريت كنند، با پيامدهاي منفي بالقوهاي مواجه ميشوند و ايـن امـر، ريسـك تداوم كسب وكار را بالا برده و زيانهاي مالي به بار ميآورد (وانگ و همكاران، 2013). زنجيـره -هاي تأمين به منظور كاهش ريسك، بايد توانايي بازگشت به وضعيت اوليه يا مطلوب تـر پـس از اختلال را داشته باشند كه اين همـان معنـاي قابليـت تـابآوري زنجيـرة تـأمين اسـت. قابليـتتاب آوري زنجيرة تأمين، يعني توانايي لازم براي خروج از اختلال و بحـران و دادن اطمينـان بـهمشتريان از اين حيث كه اين امر كمترين تأثير را روي آنها ميگذارد (گونگ و همكاران، 2014).
از اين رو سازمانها درصدد ايجاد زنجيرة تأميني با قابليت تاب آوري مناسـب بـه منظـور كـاهشريسكهاي ناشي از اختلال در زنجيرة تأمين هستند (ويلند و والنبورگ، 2013). در همين رابطه، محققاني نظير شفي و رايس (2005) و منساه و همكاران (2015) ايجاد قابليت ارتجاعي را بـرايمقابله با ريسكهاي پيشبيني نشده، حياتي قلمداد كردهاند. در نتيجه، قابليـت ارتجـاعي زنجيـرة تأمين براي مزيت رقابتي، مي تواند منبعي قوي باشد (آزوادو، كاروالو و ماچادو، 2011). بنابراين:
فرضية ششم: بعد تابآوري زنجيرة تأمين بر عملكـرد سـازماني شـركتهـاي دارويـي تـأثيرمعناداري دارد.
هر سازماني براي انجام مأموريت اصلي و رسيدن به اهـداف تعيـين شـده ، بايـد از تـداركات و پشتيباني عملياتي مناسبي برخوردار باشد و كلية احتياجات واحد عملياتي خود را برآورده كند تا اين واحدها بتوانند به نحو مناسب و قابل قبولي به اجراي وظايف محوله بپردازند. بر اين اساس، كيفيت تدارك رساني و پشتيباني از عمليات اصلي سازماني، نقش بسيار مهمي را در دسترسي بـه هـدف دارد و هرگونه ضـعف و ترقـي در ايـن زمينـه ، اثرهـاي خـود را بـر ميـزان انجـام فعاليـت هـا و مأموريت هاي واحدهاي عملياتي سازمان باقي مي گذارد (نقي زاده و همكاران، 1392). ايدة توليـدناب، بر مبناي حذف ضايعات و اتلافها در فرايند توليد است. به طور كلي پـارادايم نـاب بـودن در زنجيرة تأمين تمركز خود را بر حذف اتلاف در كنار بهبود ارزش افزوده بـراي مشـتريان و حفـظسودآوري قرار داده است. از اين رو اين پـارادايم در سـطوح مختلـف سـازمان نقـش بسـزايي دركاهش انواع اتلاف محيط توليدي ايفا مي كنـد (آزوادو و همكـاران، 2011). در خصـوص رابطـةمستقيم بين قابليت ناب بودن و زنجيرة تأمين بيشتر تحقيقات به صـورت متفـق القـول بـر رابطـةمستقيم بين متغيرهاي نام برده صحه گذاشتهاند. به طور مثـال در پـژوهشهـاي انجـام گرفتـه درسالهاي اخير توليد و تفكر ناب از طريق حذف اتلاف ها تأثير بسزايي بر بهبود عملكرد سـازمانيداشتهاند (الفت، خاتميفيروزآبادي و خداوردي، 1390). بر همين اساس، در پـژوهش حاضـر ايـنگونه فرض شده كه قابليت ناب بودن زنجيرة تأمين ميتواند بر عملكـرد سـازمان تـأثير بسـزاييداشته باشد. از اين رو، ميتوان گفت:
فرضية هفتم: بعد ناب بودن زنجيرة تأمين بر عملكـرد سـازماني شـركتهـاي دارويـي تـأثيرمعناداري دارد.
هدف اصلي زنجيرة تأمين سبز، كاهش آلودگي محيط زيست از زمان خريد مـواد خـام ، توليـد و توزيع تا زمان فروش محصولات و از بين رفتن آنها است. از ساير اهـداف آن مـي تـوان بـه محـدود كردن ضايعات در داخل سيستم صنعتي به منظور حفظ انرژي و جلوگيري از اسـتفادة مـواد خطرنـاك براي محيط زيست، اشاره كرد (منساه و همكاران، 2015). اتخاذ استراتژي سـرمايه گـذاري در زمينـةبهبود عملكرد زيستمحيطي زنجيرة تأمين مزايا و منافع زيادي مانند صـرفه جـويي در منـابع انـرژي ، كاهش آلايندهها، حذف يا كاهش ضايعات، ايجاد ارزش براي مشتريان و در نهايت افزايش بهره وري براي سازمان هاي توليد و خدماتي را به همراه خواهد داشـت (الفـت و همكـاران، 1390). بـه عبـارتساده تر، آنچه امروزه محققان روي آن تمركز كردهاند تأثيرهـاي اسـتفاده از زنجيـرة تـأمين سـبز بـرعملكرد سازمان است (ژانگ، تانگ و ژانـگ، 2016). بـراي مثـال، جـابور و همكـارانش (2015) در پژوهش خود به بررسي ارتباط بين زنجيرة تأمين سبز و عملكرد سازمان با تأكيد بر نقـش رويـههـايسبز پرداختهاند. برعكس، ژو، ساركيس و لاي (2007) بين مقدمات زنجيـرة تـأمين سـبز و خروجـيعملكرد سازمان، ارتباط معناداري پيدا نكردند. عجميه، بنيتز، بريوجيس و جلهـرد (2016) در تحقيقـيمشابه به اين نتيجه رسيدهاند كه اگرچه سبز بودن زنجيرة تأمين بر عملكرد سازمان مؤثر است، نتـايجتأثير ضعيف اين رابطه را نشان مي دهند. مطابق با آنچه در بالا اشاره شده اسـت، در ايـن پـژوهشفرض شده كه زنجيرة تأمين سبز بر عملكرد سازمان، تأثير مثبت و مستقيمي دارد. بر همين اساس،ميتوان گفت:
فرضية هشتم: بعد سبز بودن زنجيرة تأمين بر عملكرد سازماني شـركت هـاي دارويـي تـأثيرمعناداري دارد.
بنابر آنچه گفته شد، مدل مفهومي تحقيق كه دربردارندة سه متغير پنهان شامل قابليـت هـايفناوري اطلاعات، قابليتهاي زنجيرة تأمين و عملكرد سازماني است، به صورت زير نمـايش دادهميشود.

قابليت

هاي
اطلاعات

فناوري
سازمان

عملكرد

چابكي

تاب

آوري

بودن

ناب

بودن

سبز

H1

H5
H4

H6
H3
H2
H7
H8


پاسخ دهید